نامی نیک‌سرشت

نامی نیک‌سرشت متولد ۱۳۷۴، استان یزد، میبد، اردکان. طراح، نقاش، تصویرگر، مجسمه‌ساز و گرافیک دیزاینر.

نامی نیک‌سرشت در همان سنین ابتدایی کودکی علاقه‌ی خود را به نقاشی نشان داد و این کار را تا نوجوانی ادامه داد. او می‌دانست که می‌تواند از هر موضوعی نقاشی کند، آن‌قدر نقاشی کردن را دوست داشت که با مدادرنگی و کاغذ ساعت‌ها سرگرم می‌شد.

به یاد دارم که مادرم من را به این شیوه سرگرم می‌کرد تا راحت به کارهای خانه رسیدگی کند.

به شدت به بازی‌های رایانه‌ای علاقه داشت و در همان دوران با چوب، سلاح‌ها و المان‌های بازی‌ها را می‌ساخت و با آن‌ها بازی می‌کرد.

من ساعات زیادی از کودکی خود را با بازی‌های نینتندو و سگا گذراندم. شکل‌گیری کاراکتر سوپر ماریو در آن تعداد پیکسل اندک برایم شگفت‌انگیز بود.

در سال ۱۳۸۹ تحصیلات خود را در رشته‌ی کامپیوتر، گرایش نرم‌افزار ادامه داد و در این دوران از نقاشی کردن بسیار دور شد.

دوره‌ی هنرستان و دانشگاه، دوره‌ی زوال بود، زوال سرخ! من در آن دوران داشتم بدون اینکه اطلاعی داشته باشم می‌پوسیدم و از بین می‌رفتم و چشمان و زبان و پوست و گوشتم در حال گندیدن بود.

تحصیلات در رشته‌ی نرم‌افزار تا مقطع کارشناسی ادامه پیدا کرد و در نهایت در سال ۱۳۹۵ دوران تحصیلات به پایان رسید.

شروع جدی طراحی

در سال ۱۳۹۵ به‌صورت جدی طراحی را شروع کرد و پا به دنیای هنر گذاشت و بی‌پروا از هر موضوعی طراحی می‌کرد.

ترم آخر کارشناسی بودم که به یک‌باره متوجه شدم این آن چیزی نیست که می‌خواهم و شروع به تمرین طراحی کردم؛ البته پیشرفت شبکه‌ی اجتماعی خیلی به این تصمیم کمک کرد.

هر ساعت و ثانیه که می‌گذشت بیشتر به اهمیت طراحی در هنر پی می‌برد و چالش‌های تمرینی زیادی برای فراگیری طراحی برای خود ایجاد می‌کرد و از هر نوع رفرنسی استفاده می‌کرد.

دوران سربازی سال ۱۳۹۷ شروع شد و این دوران طراحی‌های او را پیشرفت به‌سزایی داد.

شاید اولین طراحی موضوعی را در دوران آموزشی خود تجربه کردم. ساعت‌های زیادی وقت برای کار و تمرین داشتم و موضوع تمام طراحی‌هایم فیگور سربازان بود.

ورود به تصویرسازی

سال ۱۳۹۸ سال ورود او به تصویرسازی بود. تصویرسازی را جدی می‌دانست چون همیشه با متن و ادبیات ارتباط خوبی داشت و تبدیل متن به تصویر را بسیار چالشی و مهم می‌دانست و خودآموخته تلاش‌های زیادی برای فراگیری انجام داد.

وقتی تصویرسازی را شروع کردم دنبال رفرنس‌های آموزشی زیادی گشتم و تمرین‌ها را ادامه دادم، اما طولی نکشید که فهمیدم شیوه‌ی آموزشی معمولاً کمیکی (کمیک استریپ) هستند و این شیوه را پراهمیت برای خود ندانستم و زود بی‌خیال شدم.
دوران ناخودآگاه

دوران ناخودآگاه

متوجه شدم که می‌توان طرح‌هایی را از ناخودآگاه به روی کاغذ کشید و در این راستا تمرین‌های زیادی انجام دادم. تمامی نتایج حیرت‌آور بود، پر از شگفتی بود. این کار را ادامه دادم؛ این چیزی بود که برایم ارضاکننده بود. اسکچ‌بوک‌هایم را همراه داشتم و مدام این کارها را انجام می‌دادم و برخی را در مدیوم‌های مختلف اجرا می‌کردم.

دوران غیرمثلی (NFT)

دوران جالبی بود، همین تصاویر ناخودآگاه را در سیستم رنگ‌آمیزی می‌کردم و به عنوان ان‌اف‌تی در پلتفرم opensea ایجاد می‌کردم. فروش خوبی داشتم تا اینکه به خاطر قوانین ایالات متحده آمریکا و تحریم‌ها، حساب اپن‌سی بسته شد؛ این اتفاق توکن‌های غیرمثلی را برای من تمام کرد.

بازی تلگرامی هندباگز (Handbugs)

دوست برنامه‌نویسی داشتم که به واسطه‌ی او یک تیم سه‌نفره ساختیم و یکی از طرح‌های ناخودآگاه خود را به بازی تبدیل کردیم. تجربه‌ی جالبی بود چرا که اولین باری بود که از بازی‌ای لذت می‌بردم که سازنده‌اش خودم بودم :) و بسیار کار انیمیشن‌سازی‌ای که برای این بازی می‌کردم را دوست داشتم.

دوران سرکشی

دوران سرکشی

تابستان ۱۴۰۴ به‌صورت جدی و حرفه‌ای نقاشی را آغاز کرد. «دوران سرکشی سرهای بی‌پناه» اولین مجموعه‌ی اوست که هنوز در حال انجام است؛ این مجموعه با رویکردی اکسپرسیو اجرا شده.

دوران سرکشی، سرکشی یک هنرمند سی‌ساله بود؛ جایی که وقت سرکشی و ارائه بود و هست. همیشه حرفی برای گفتن داشتم، خب چه وقتی بهتر از سی‌سالگی برای بیان؟ فهمیدم بهترین زمان برای این است که ادراکاتم از جهان پیرامونم را به تصویر بکشم.